برخاستن موانع
برطرف شدن موانع، از میان رفتن سدها و دشواریها. یعنی چیزی که جلوی انجام کار را میگیرد، کنار میرود یا حل میشود.
مترادفها
رفع موانع، از میان برداشتن موانع
متضادها
ایجاد موانع، مانع شدن
جمله سازی با برخاستن موانع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با تلاشهای مداوم تیم مدیریت و همکاری همه کارکنان، در نهایت موفق شدیم با برخاستن موانع مختلف، پروژه را در موعد مقرر تمام کنیم.
💡 برخاستن موانع غیرمنتظره در مسیر اجرای پروژههای بزرگ زیرساختی، میتواند منجر به افزایش هزینهها و تأخیر در زمانبندی اولیه کار شود.
💡 برای رسیدن به قلههای موفقیت، باید همواره آماده مواجهه با چالشها و برخاستن موانع ناگهانی در مسیر حرکت خود به سمت اهداف بود.