برجسته و مشخص
واضح، نمایان، روشن و قابل تشخیص؛ چیزی که ابهام ندارد و بهخوبی دیده یا فهمیده میشود.
مترادفها
آشکار، نمایان، واضح، متمایز
متضادها
مبهم و ناچیز
جمله سازی با برجسته و مشخص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در این نقشه بسیار دقیق، مسیرهای اصلی و جادههای فرعی به گونهای طراحی شدهاند که برای گردشگران کاملاً برجسته و مشخص باشند.
💡 مدیریت باید تفاوتهای موجود میان عملکرد کارمندان را به صورت برجسته و مشخص در گزارشهای سالانه برای هیئت مدیره بیان کند.
💡 ویژگیهای ظاهری این اثر هنری بسیار فراتر از انتظار بود و جزئیات آن به صورت برجسته و مشخص در تمام بخشها دیده میشد.