براورده ساختن
برآورده کردن، محقق ساختن، انجام دادنِ خواسته یا وعده. یعنی کاری را به سرانجام رساندن به گونهای که مطلوب حاصل شود.
مترادفها
برآوردن، محقق کردن، فراهم کردن، تامین کردن
متضادها
ناامید کردن، بیکفایت بودن
برآورده کردن، محقق ساختن، انجام دادنِ خواسته یا وعده. یعنی کاری را به سرانجام رساندن به گونهای که مطلوب حاصل شود.
برآوردن، محقق کردن، فراهم کردن، تامین کردن
ناامید کردن، بیکفایت بودن