براورده ساختن
برآورده کردن، محقق ساختن، انجام دادنِ خواسته یا وعده. یعنی کاری را به سرانجام رساندن به گونهای که مطلوب حاصل شود.
مترادفها
برآوردن، محقق کردن، فراهم کردن، تامین کردن
متضادها
ناامید کردن، بیکفایت بودن
جمله سازی با براورده ساختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هدف اصلی این سازمان، براورده ساختن نیازهای اساسی مردم و فراهم کردن امکانات رفاهی لازم برای بهبود کیفیت زندگی در مناطق محروم است.
💡 او تمام توان و انرژی خود را صرف کرد تا بتواند تمام وعدههایی را که به دوستانش داده بود، با موفقیت براورده سازد.
💡 برای براورده ساختن رضایت مشتریان، شرکت ما موظف است که کیفیت محصولات خود را در بالاترین سطح ممکن و با قیمت مناسب عرضه کند.