سردرمی آورند
ترکیبی است که معمولاً در گفتار فارسی کمتر رایج است اما به معنای داشتن درک، فهم یا دستیابی به نتیجهای اشاره دارد. در کاربردی دیگر ممکن است به معنای کسب اطلاع یا فهمیدن مطلبی باشد.
مترادفها
گیج شدن، سردرگم شدن، منگ شدن
متضادها
تسلط داشتن، درک کردن
جمله سازی با سردرمی آورند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگر قوانین مالیاتی به شکلی مبهم و پیچیده تدوین شوند، احتمال اینکه شهروندان عادی در محاسبات مربوط به مالیات خود سردرمی آورند بسیار زیاد است.
💡 متخصصان هشدار میدهند که اگر دادههای آماری بدون تحلیل دقیق ارائه شوند، سیاستگذاران ممکن است در تعیین مسیر حرکت کشور سردرمی آورند.
💡 بسیاری از گردشگران وقتی با نقشههای قدیمی و مسیرهای پرپیچوخم در مناطق کوهستانی روبرو میشوند، ممکن است در پیدا کردن راه درست سردرمی آورند.