ریسمان گسسته

این ترکیب به صورت اصطلاح متداول در زبان فارسی وجود ندارد اما می‌تواند به معنای طناب یا مشکلی که از هم باز شده یا قطع شده باشد، باشد.

مترادف‌ها

ریسمان پاره، ریسمان بریده

متضادها

ریسمان سالم، ریسمان پیوسته

جمله سازی با ریسمان گسسته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در ادبیات کلاسیک فارسی، ریسمان گسسته استعاره‌ای است برای رابطه‌ای که دیگر قادر به تحمل فشارهای زندگی و سختی‌های روزمره نیست و از هم می‌پاشد.

💡 وقتی میان دو دوست قدیمی بر سر مسائل مالی اختلاف شدیدی پیش آمد، گویی ریسمان گسسته میان آن‌ها، راهی برای بازگشت به دوران خوش گذشته باقی نگذاشت.

💡 شاعر در این بیت با استفاده از مفهوم ریسمان گسسته، به ناپایداری جهان مادی و گذرا بودن پیوند میان انسان‌ها و تعلقات دنیوی اشاره کرده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران