برابر گردیدن
هممعنیِ «مساوی شدن»، «همسان شدن» یا «برابر شدن»؛ یعنی چیزی به حالت برابری برسد. این صورت بیشتر در زبان رسمی و کتابی دیده میشود.
مترادفها
مساوی شدن، برابر شدن، همتراز شدن
متضادها
نابرابر شدن، متفاوت شدن، تفاوت یافتن
جمله سازی با برابر گردیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با انجام اصلاحات ساختاری در قوانین مالیاتی، انتظار میرود که میزان درآمد دولت با هزینههای عمومی کشور، برابر گردیدن را تجربه کند.
💡 تلاش مداوم دو طرف در مذاکرات دیپلماتیک باعث شد که مواضع آنها در نهایت با هم برابر گردیدن و رسیدن به توافق منجر شود.
💡 هدف نهایی از اجرای این سیاستهای جدید، برابر گردیدن شکاف طبقاتی میان اقشار مختلف جامعه و ایجاد عدالت اجتماعی در سراسر کشور است.