مسلط گردیدن
چیره شدن، غالب شدن یا کنترل پیدا کردن؛ یعنی به مرحلهای رسیدن که فرد یا چیز بتواند بر موضوعی مسلط شود. این تعبیر از نظر معنا نزدیک به «مسلط شدن» است.
مترادفها
چیره شدن، غلبه کردن، تسلط یافتن
متضادها
تسلیم شدن، شکست خوردن، زیردست بودن
جمله سازی با مسلط گردیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای اینکه بتوانید در دنیای پر از رقابت امروز به موفقیت دست یابید، باید بر مهارتهای فنی و نرم خود به طور کامل مسلط گردید و همواره در حال یادگیری باشید.
💡 وی پس از سالها مطالعه و تمرین مداوم در کتابخانه، توانست بر تمامی مباحث پیچیده فلسفه و منطق مسلط گردد و دیدگاهی بسیار عمیق نسبت به جهان پیدا کند.
💡 مدیر جدید شرکت تلاش میکند تا با استفاده از استراتژیهای نوین مدیریتی، بر تمامی بخشهای عملیاتی و تیمهای مختلف پروژه به طور کامل مسلط گردد و نظم برقرار کند.