تاب نیاوردن

"تاب نیاوردن" به معنی نداشتن طاقت یا تحمل چیزی است. وقتی کسی یا چیزی "تاب نمی‌آورد"، یعنی نمی‌تواند در برابر فشار، سختی‌، درد یا شرایط نامطلوب مقاومت کند و خیلی سریع از پای درمی‌آید، یا دچار خستگی و شکستن می‌شود.

مترادف‌ها

تحمل نکردن، طاقت نیاوردن

متضادها

تاب آوردن، تحمل کردن، پذیرا شدن

جمله سازی با تاب نیاوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شدت سرمای شدید در کوهستان به گونه‌ای بود که حتی مجرب‌ترین کوهنوردان نیز نمی‌توانستند به راحتی آن شرایط سخت و طاقت‌فرسا را تاب بیاورند.

💡 او در برابر انتقادات تند و بی‌رحمانه حریفان خود، توانایی تاب نیاوردن داشت و در نهایت تصمیم گرفت از میدان رقابت به کلی کناره‌گیری کند.

💡 برخی از انسان‌ها در مواجهه با تغییرات ناگهانی و بزرگ در زندگی خود، قدرت تاب نیاوردن و سازگاری با شرایط جدید را به سرعت از دست می‌دهند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران