به رحم آمدن
به معنای ترحم کردن یا نرم شدن دل نسبت به کسی یا چیزی است. وقتی کسی «به رحم بیاید» یعنی دلش نرم شده و علاقه یا بخشش نشان میدهد.
مترادفها
رحم کردن، دل سوزاندن
متضادها
سنگدل بودن، بیرحمی کردن
جمله سازی با به رحم آمدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سرانجام پس از مدتها سختی کشیدن، خداوند به حال آن خانواده فقیر رحم آمد و راهی برای بهبود وضعیت معیشتی آنها باز کرد.
💡 مدیر شرکت بالاخره به حال کارگر قدیمی که دچار مشکلات خانوادگی شده بود رحم آمد و به او اجازه مرخصی با حقوق داد.
💡 با دیدن وضعیت درماندگی آن حیوان زخمی، قلب مهربان او به رحم آمد و تصمیم گرفت او را به دامان درمانگاه ببرد.