بنیان گزاری

این ترکیب هم مشابه "بنیان گذاری" است و در اصل همان معنی را دارد، یعنی ایجاد و گذاشتن پایه‌های یک ساختار یا سازمان. گاهی تفاوت در املاء یا منطقه‌ای بودن کاربرد وجود دارد ولی معنای اصلی هر دو یکسان است.

مترادف‌ها

تأسیس کردن، پایه گذاری، ایجاد کردن

متضادها

تخریب کردن، ویران کردن

جمله سازی با بنیان گزاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تلاش‌های مداوم دانشمندان در زمینه ژنتیک، در حال بنیان گزاری برای نسل جدیدی از درمان‌های پزشکی است که بیماری‌های صعب‌العلاج را از بین می‌برند.

💡 او با دیدگاه‌های نوآورانه و خلاقانه خود، در حال بنیان گزاری برای یک سبک زندگی جدید و پایدار در میان جامعه جوان است.

💡 ساختن یک سیستم آموزشی عدالت‌محور، اولین قدم برای بنیان گزاری یک جامعه مدرن، متمدن و برخوردار از حقوق انسانی و اجتماعی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران