بدون جانشین
یعنی «فاقد جایگزین» یا «نفر یا چیزی که بتوان به جای آن قرار داد وجود ندارد». به عبارتی دیگر، یکتاست و نمیتوان آن را با چیز دیگری تعویض کرد.
مترادفها
بیهمتا، بینظیر، بیمثال، بیبدیل
جمله سازی با بدون جانشین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیریت بحران در سازمانهایی که مدیر ارشد آنها بدون جانشین باقی مانده است، بسیار دشوار و با چالشهای مدیریتی بزرگی همراه خواهد بود.
💡 سقوط امپراتوریهای بزرگ در تاریخ، اغلب زمانی رخ داده است که پادشاهان پس از مرگ خود، بدون جانشین مشخصی از تخت سلطنت پایین آمدهاند.
💡 ساختار سلسلهمراتبی شرکت به گونهای طراحی شده است که حتی اگر پستهای کلیدی بدون جانشین بمانند، فعالیتهای اجرایی همچنان با نظم ادامه یابد.