تسریع کردن
شتاب دادن، سریعتر کردن، یا انجام دادن کاری در زمان کمتر. این واژه در زبان رسمی و اداری بسیار رایج است و برای افزایش سرعت یک فرایند به کار میرود.
مترادفها
شتاب دادن، سرعت بخشیدن
متضادها
کند کردن، تعلل کردن
جمله سازی با تسریع کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تسریع کردن فرآیند اداری در ادارات دولتی یکی از اولویتهای اصلی دولت برای بهبود رضایت شهروندان و افزایش کارایی سیستمهای اجرایی در جامعه است.
💡 مدیر شرکت معتقد است که تسریع کردن روند تولید در خطوط اصلی، میتواند منجر به کاهش هزینههای نهایی و افزایش سودآوری در بازارهای رقابتی شود.
💡 برای موفقیت در پروژههای بزرگ مهندسی، تسریع کردن مراحل طراحی و نقشهکشی بسیار حیاتی است تا زمان کافی برای اجرای فیزیکی کار در اختیار تیم قرار گیرد.