به خط کردن
مرتب کردن، صفآرایی کردن، آماده و منظم کردن. گاهی در متون قدیمیتر به معنای در صف یا در وضع منظم قرار دادن به کار میرود.
مترادفها
ردیف کردن، منظم کردن، صف کردن
جمله سازی با به خط کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیر مدرسه با استفاده از قوانین سختگیرانه و انضباط آهنین خود، توانست تمام دانشآموزان بینظم را به خط کردن و رعایت اصول اخلاقی در کلاسهای درس وا دارد.
💡 فرمانده ارتش دستور داد تا تمام سربازان تازه وارد را به خط کردن و آمادهسازی برای مراسم رسمی صبحگاهی در میدان اصلی پایگاه نظامی سریعاً برگردانند.
💡 او برای مدیریت صحیح کارگران در کارخانه، تلاش کرد تا تمام فعالیتهای مختلف تولیدی را به خط کردن و سازماندهی مجدد در قالب یک سیستم بسیار دقیق و کارآمد درآورد.