عدل و داد
عدالت به معنای وسیع خود، اصلی است که بر اساس آن افراد آنچه را که شایسته آن هستند، دریافت میکنند. این مفهوم تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد و تفسیر آنچه که بهعنوان شایسته شناخته میشود، شامل دیدگاهها و پرسپکتیوهای گوناگون است. این تفسیر میتواند بر پایه اصول اخلاقی، عقلانی، قانونی، دینی، انصاف و عدالت باشد. همچنین، در فلسفه، دادمندی به معنای «هر چیز در جای خود» نیز تعریف شده است. در زبان فارسی، عدالت معادل نظم و ادب است. واژه داد به معنای عدل و دادمندی یا دادگری به معنای عدالت به کار میرود. «دادگر» به معنای عادل و دادگستر به معنای گسترندهٔ عدل است. از دیگر واژههای مرتبط با مفهوم داد در زبان فارسی میتوان به دادگاه، دادیار، دادسِتان، دادخواهی، داددهی، دادرسی و دادپرسی اشاره کرد. واژه داد از واژه باستانی ایرانی داتا به معنای قانون نشأت گرفته است. عدالت به معنای قرار دادن هر چیز در جای مناسب خود است و واژهای است که با معنایی گسترده در تمامی جنبههای زندگی انسان تأثیرگذار است. قانون عدالت یک قانون عمومی و کلی به شمار میآید و شامل هر نوع قضاوت و حکومتی، چه در مسائل بزرگ و چه در امور کوچک میشود.
مترادفها
عدالت، انصاف
متضادها
ظلم، بیعدالتی، جفا
جمله سازی با عدل و داد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در نظامهای حقوقی پیشرفته، برقراری عدل و داد تنها با اجرای دقیق قوانین و رعایت حقوق شهروندان در برابر قدرت حکومتی ممکن است.
💡 مردم همواره از نهادهای قضایی انتظار دارند که با نگاهی بیطرفانه به پروندهها، عدالت را برقرار کرده و عدل و داد را اجرا کنند.
💡 تاریخ نشان داده است که پایداری یک حکومت به میزان رعایت عدل و داد و حفظ حقوق طبقات مختلف جامعه بستگی دارد.