برف انداز
وسیله یا چیزی که برف میاندازد؛ همچنین میتواند به معنای برفافکن یا برفپاش باشد. در برخی کاربردها ممکن است به کنایه برای چیزی که برف را به اطراف پرتاب میکند هم بیاید.
مترادفها
پوشیده از برف
متضادها
خشک، بی برف
وسیله یا چیزی که برف میاندازد؛ همچنین میتواند به معنای برفافکن یا برفپاش باشد. در برخی کاربردها ممکن است به کنایه برای چیزی که برف را به اطراف پرتاب میکند هم بیاید.
پوشیده از برف
خشک، بی برف