چپه کردن
عملِ وارونه کردن یک شیء، برعکس کردن وضعیت چیزی یا به پهلو درآوردن آن.
مترادفها
واژگون کردن، چپ کردن، برگرداندن
متضادها
راست کردن، برگرداندن
جمله سازی با چپه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تلاش تیم نجات برای جلوگیری از چپه کردن قایق در میان امواج بسیار بلند و طوفانی، واقعاً تحسینبرانگیز و بسیار شجاعانه بود.
💡 راننده خودرو به دلیل سرعت بسیار زیاد و عدم کنترل صحیح بر فرمان، باعث چپه کردن وسیله نقلیه خود در مسیر کوهستانی شد.
💡 در جریان بازی فوتبال، بازیکنان تلاش زیادی میکردند تا با مانورهای دفاعی از چپه کردن استراتژیهای تهاجمی تیم حریف در نیمه اول جلوگیری کنند.