ائتلافی

وابسته به ائتلاف؛ چیزی که بر پایه اتحاد و هم‌پیمانی شکل گرفته باشد. برای مثال «رفتار ائتلافی» یعنی رفتاری که برای ایجاد یا حفظ همکاری میان گروه‌ها انجام می‌شود.

مترادف‌ها

اتحادی، مشارکتی

متضادها

انفرادی، جداگانه، تفرقی

جمله سازی با ائتلافی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تشکیل یک دولت ائتلافی میان احزاب مختلف سیاسی در این کشور، باعث شده است که تصمیم‌گیری‌های مهم برای آینده ملت با چالش‌ها و بحث‌های زیادی همراه باشد.

💡 در جریان جنگ‌های باستانی، بسیاری از قبایل کوچک برای مقابله با دشمن قدرتمند خود، یک اتحاد ائتلافی بسیار بزرگ و سازمان‌یافته را در سطح منطقه تشکیل دادند.

💡 شرکت‌های بزرگ تکنولوژی گاهی برای کاهش هزینه‌های تحقیق و توسعه، یک پیمان ائتلافی با یکدیگر منعقد می‌کنند تا بتوانند محصولات جدید را سریع‌تر عرضه کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران