به جا
شایسته، مناسب، درست و درخور. مثال: «رفتار به جا» یعنی رفتار مناسب و درست.
مترادفها
مناسب، بجا، شایسته
متضادها
بیجا، نامناسب
جمله سازی با به جا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از پایان مراسم بزرگ و شلوغ، تنها آثار اندکی از مهمانان بر روی میزها به جا مانده بود که نشان از هیجان بالای آن شب داشت.
💡 او تصمیم گرفت تمام خاطرات تلخ گذشته را در اعماق قلب خود به جا بگذارد و برای شروع یک زندگی جدید، با روحیهای تازه پیش برود.
💡 با وجود گذشت سالهای طولانی از وقوع آن حادثه تاریخی، هنوز آثار و نشانههای آن دوران باستان در میان پژوهشگران بحثهای بسیاری را برانگیخته است.