زخف

لغت نامه دهخدا

زخف. [ زَ ] ( ع مص ) فخر کردن و تکبر نمودن. و همچنین است، زخیف و ازخاف. مزخف، مرد متکبر. ( منتهی الارب ). نازیدن و گردنکشی کردن. مصدر دیگر آن زخیف و وصف از آن زاخف ومِزْخَف می آید. ( از القطر المحیط ) ( از متن اللغة ).

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز