مطریس

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع. ] (اِ. ) استحکامات، جرثقیل (جنگی )، توپخانه.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - استحکامات. ۲ - جرثقیل ( جنگی ): پیز محمدخان با امیر محبت حاکم بلوچستا از قصر قند بحوالی بمپور رسیده بنای محاصره را گذاشتند و بساختن باستیان و انداختن توپ و خمپاره و پیش بردن مطریس و مورچل مشغول شدند. ۳ - توپخانه.

ویکی واژه

استحکامات، جرثقیل (جنگی)
، توپخانه.