قاصرون
مترادفها
کمسنوسال، ناتوان، نابالغ
متضادها
بالغون، توانمندان
لغت نامه دهخدا
قاصرون. [ ص ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ قاصر در حالت رفعی.
قاصرون. [ ص ِ ] ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ). رجوع به قاصرین شود.
کمسنوسال، ناتوان، نابالغ
بالغون، توانمندان
قاصرون. [ ص ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ قاصر در حالت رفعی.
قاصرون. [ ص ِ ] ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ). رجوع به قاصرین شود.