بشکفاندن

مترادف‌ها

شکافتن، باز شدن، پاره شدن

متضادها

جمع شدن، منقبض شدن

لغت نامه دهخدا

بشکفاندن. [ ب ِ ک ُ دَ ] ( مص ) بشکفانیدن. رجوع به بشکفانیدن و شکفتن شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران