مارافسان
مترادفها
افسانه، اسطوره
لغت نامه دهخدا
مارافسان. [ اَ ] ( نف مرکب ) بمعنی مارافسار است که مارگیر... باشد. ( برهان ). رجوع به مارافسا و مارافسای شود.
افسانه، اسطوره
مارافسان. [ اَ ] ( نف مرکب ) بمعنی مارافسار است که مارگیر... باشد. ( برهان ). رجوع به مارافسا و مارافسای شود.