تارچوبه
لغت نامه دهخدا
تارچوبه. [ ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب ) دارویی است که در دواها بکار برند و آنرا هلیون نیز گویند. ( فرهنگ جهانگیری ) ( برهان ). در جهانگیری و برهان قاطع هر دو در حرف تاء مرقوم است، همانا مارچوبه را تارچوبه خوانده اند و آن خطا است و مارچوبه نام تره ایست بستانی که کارند و برآید و آن را پزند و بجای بورانی خورند وبه عربی هلیون گویند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). تصحیف مارچوبه. ( محمد قزوینی از حاشیه برهان قاطع چ معین ) ( یادداشت های مرحوم دهخدا ). هلیون، گیاهی است، به فارسی مارچوبه و مارگیاه نیز خوانند. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با تارچوبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آن جنگل انبوه و تاریک، تارچوبهای از جنس عنکبوت و گیاهان رونده، مسیر حرکت ما را در میان درختان عظیم و قدیمی مسدود کرده بود.
💡 شاعر با استفاده از استعاره تارچوبه، پیچیدگی و درهمتنیدگی روابط انسانی در جامعه مدرن را به زیبایی در اشعار خود به تصویر کشیده است.
💡 با رسیدن نور خورشید به میان شاخ و برگها، تارچوبهای از سایهها و نور بر روی زمین پهن شد که منظرهای بسیار عجیب و خیرهکننده بود.