مرتجح

لغت نامه دهخدا

مرتجح. [ م ُ ت َ ج ِ ] ( ع ص ) گرداینده. مایل گردنده. ( آنندراج ). مایل شده. میل کرده. ( ناظم الاطباء ). نعت فاعلی است از ارتجاح به معنی مایل گردیدن. رجوع به ارتجاح شود. || متحرک به بالا و پائین و بسرعت و بدون اختیار در حین جنباندن. شتر که در رفتن بجنبد و بالا و پائین پرد. نعت است از ارتجاح. رجوع به ارتجاح شود. || جنباننده سرین. ( ناظم الاطباء ). که سرین هایش از سنگینی بجنبد و بالا و پائین پرد. رجوع به ارتجاح شود.

همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز