پلمسه

لغت نامه دهخدا

پلمسه. [ پ َ م َ س َ / س ِ ] ( اِ ) بمعنی پلمس است. ( برهان قاطع ). در نسخه میرزا و در مؤید پلمه آورده بحذف سین. ( فرهنگ سروری ). و نیز رجوع به پلمس شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- مضطرب شدن و دست و پا گم کردن اضطراب. ۲- متهم ساختن. ۳- دروغ گفتن.