لغت نامه دهخدا
یرملون. [ ی َم َ ] ( ع اِ ) حروف یرملون شش است که «یرملون » مرکب از آن است، یعنی راء و لام و میم و نون و واو و یاء. ( یادداشت مؤلف ). لفظی است قراردادی و با این لفظ برای یادداشت قاعده قرائت شش حرف را جمع کرده اند هرگاه که بعد از نون ساکن و نون تنوین یکی از حروف یرملون واقع شود آن نون را از جنس آن حرف گردانیده با هم ادغام کنند باغنه مگر در لام و را غنه نکنند چنانچه من یوم و من ربهم و من ماء و من لبن و من وال و من نورو خیراً یره و خیراً من مشرکة. ( غیاث ) ( آنندراج ).