لغت نامه دهخدا
یربه. [ ی ِ ب َ ] ( اسپانیایی، اِ ) به عجمیه اندلس به معنی گیاه است و آن شکسته کلمه لاتین هربا ست. در زبان محلی اسپانیااین کلمه جزء اول بعضی اسامی گیاهان است مثل یربه شانه و غیره، و به معنی گیاه است. ( یادداشت مؤلف ).
- یربه اسبلینی؛ طوقریوس. کمادریوس. نعنعی. بنثریقه. ( یادداشت مؤلف ).
- یربه دفوقه؛ ظیان. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ظیان شود.
- یربه شانه؛ عشبه صحیحه. عشبةالنار. ( یادداشت مؤلف ).رجوع به عشبةالنار شود.
- یربه فشقه؛ حریق املس. حلبوب. خصی هرمس. عصی هرمس. لینوزوزطیس. ( یادداشت مؤلف ).