گره یاخته
مترادفها
گره خورده، پیچیده، درهمتنیده
متضادها
گره باز، باز شده
فرهنگستان زبان و ادب
{gangliocyte} [زیست شناسی] یاختۀ عصبی متـ. یاختۀ گرهی ganglion cell
جمله سازی با گره یاخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از ساعتها تلاش مداوم و با دقت بسیار زیاد، بالاخره موفق شدم آن گره یاخته و پیچیده را از میان ریسمانهای قدیمی و بسیار نازک باز کنم.
💡 در مسائل پیچیده اجتماعی و سیاسی، گاهی اوقات یافتن راه حل مناسب بسیار دشوار است و ما با یک گره یاخته و بسیار بزرگ روبرو هستیم.
💡 او سعی کرد با استفاده از روشهای روانشناختی مدرن، آن گره یاخته در ذهن و احساسات خود را باز کند تا بتواند زندگی آرامتری را تجربه کند.