لغت نامه دهخدا
گردن چرب کردن. [ گ َ دَ چ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گردن انداختن. ( آنندراج ). مطیع کردن. رام نمودن:
گردن رعنا غزالان را کند خط چرب و نرم
نی به ناخن میکند مور ضعیفی شیر را.صائب ( ازآنندراج ).و رجوع به گردن نرم کردن شود.
گردن چرب کردن. [ گ َ دَ چ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گردن انداختن. ( آنندراج ). مطیع کردن. رام نمودن:
گردن رعنا غزالان را کند خط چرب و نرم
نی به ناخن میکند مور ضعیفی شیر را.صائب ( ازآنندراج ).و رجوع به گردن نرم کردن شود.