کله کوب
مترادفها
چکش، پتک، ضربهزن
لغت نامه دهخدا
کله کوب. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) فنی است از کشتی، و آن عبارت است از کوبیدن پیشانی خود به پیشانی حریف. ( فرهنگ فارسی معین ):
کله قند به وارفتگی خویش نکوست
کله کوب دگران کله مردانه اوست.( بنقل فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) فنی است از کشتی و آن عبارتست از کوبیدن پیشانی خود به پیشانی حریف: ( کل. قند بوارفتگی خویش نکوست. کله کوب دگران کل. مردان. اوست ). ( گل کشتی )