لغت نامه دهخدا
ودقین. [ وَ ق َ ] ( ع اِ ) تثنیه ودق. ( منتهی الارب ). دو روی و دو جهت و دو جانب. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به ودق شود.
- حرب ذات ودقین؛ جنگ سخت و این تشبیهی است به ابر ذات ودقین. ( اقرب الموارد ).
- ذات ودقین؛ بلا و سختی، گویا آن دو روی دارد یا از دو روی وارد میشود.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
- سحابة ذات ودقین؛ ابر دارای دو باران سخت. ( اقرب الموارد ).