لغت نامه دهخدا
میلناکی. [ م َ / م ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی میلناک:
هر دود کز این مغاک خیزد
تا یک دو سه نیزه برستیزد
وآنگه به طریق میلناکی
گردد به طواف دیر خاکی.نظامی ( لیلی و مجنون ص 22 ).
میلناکی. [ م َ / م ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی میلناک:
هر دود کز این مغاک خیزد
تا یک دو سه نیزه برستیزد
وآنگه به طریق میلناکی
گردد به طواف دیر خاکی.نظامی ( لیلی و مجنون ص 22 ).