مواکبه

لغت نامه دهخدا

( مواکبة ) مواکبة. [ م ُ ک َ ب َ ] ( ع مص ) سیر کردن با دیگران و یا پیشی گرفتن ایشان را.( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). با کسی در موکب او رفتن. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). || سوار گردیدن با کسی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سوار شدن با کسانی. ( ناظم الاطباء ). || پیوسته بودن به کاری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مواظبت کردن بر کاری و پیوسته در آن کار بودن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || فراخ رفتن اشتر. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ).
مواکبة. [ م ُ ک ِ ب َ ] ( ع ص ) ماده شتری که با جماعت شترسواران همراهی کند. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ماده شتر فراخ گام و شتابرو تیزرفتار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
شلیته یعنی چه؟
شلیته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز