منقبع تصویر معنی منقبع لغت نامه دهخدا منقبع. [ م ُ ق َ ب ِ ] ( ع ص ) مرغ درآینده درآشیان. ( آنندراج ). مرغ در آشیانه خود درآمده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انقباع شود. کلمات مرتبط مدثن وکور منغل منقفش منخنق منقحم