مستطعم

لغت نامه دهخدا

مستطعم. [ م ُ ت َ ع ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استطعام. طعام خواهنده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استطعام شود.
مستطعم. [ م ُ ت َ ع َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از استطعام. || مستطعم الفرس؛ پتفوز اسب. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استطعام شود.

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز