مدعم
مترادفها
حمایت شده، تقویت شده
متضادها
بیحمایت، بییاور
لغت نامه دهخدا
مدعم. [ م ُدْ دَ ع ِ ] ( ع ص ) آنکه تکیه می کند بر چیزی. ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ). نعت فاعلی است از ادعام. رجوع به ادعام شود.
فرهنگ فارسی
آنکه تکیه می کند بر چیزی
حمایت شده، تقویت شده
بیحمایت، بییاور
مدعم. [ م ُدْ دَ ع ِ ] ( ع ص ) آنکه تکیه می کند بر چیزی. ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ). نعت فاعلی است از ادعام. رجوع به ادعام شود.
آنکه تکیه می کند بر چیزی