متواکل

مترادف‌ها

توکل‌کننده، واگذارکننده

متضادها

متکل، خودکفا، مستقل

لغت نامه دهخدا

متواکل. [ م ُ ت َ ک ِ ]( ع ص ) بر یکدیگر اعتماد کننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). باور کننده و اعتماد کننده بر یکدیگر. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تواکل شود.

کلمات مرتبط