لیمودار
مترادفها
باغ لیمو
لغت نامه دهخدا
لیمودار. ( اِ مرکب ) درخت لیمو. || گیاهی است که در بهار از سنگ روید و بوی لیمو کند اماصحیح کلمه، لیمو داروست. و رجوع به لیمودارو شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- درخت لیمو. ۲- لیمو دارو.
باغ لیمو
لیمودار. ( اِ مرکب ) درخت لیمو. || گیاهی است که در بهار از سنگ روید و بوی لیمو کند اماصحیح کلمه، لیمو داروست. و رجوع به لیمودارو شود.
( اسم ) ۱- درخت لیمو. ۲- لیمو دارو.