لغت نامه دهخدا
لؤلؤسم. [ ل ُءْ ل ُءْ س ُ ] ( ص مرکب ) دارای سمی چون لؤلؤ ( در صفت براق ):
بریشم لبی بلکه لؤلؤسمی
رونده چو لؤلؤ بر ابریشمی.نظامی.و رجوع به لولوشم شود.
لؤلؤسم. [ ل ُءْ ل ُءْ س ُ ] ( ص مرکب ) دارای سمی چون لؤلؤ ( در صفت براق ):
بریشم لبی بلکه لؤلؤسمی
رونده چو لؤلؤ بر ابریشمی.نظامی.و رجوع به لولوشم شود.