لعل فروشی
مترادفها
جواهر فروشی
لغت نامه دهخدا
لعل فروشی. [ ل َ ] ( حامص ) گوهرفروشی. جوهرفروشی:
کنون لعل و گوهرفروشی کند
خرد کی در این ره خموشی کند.نظامی.
جواهر فروشی
لعل فروشی. [ ل َ ] ( حامص ) گوهرفروشی. جوهرفروشی:
کنون لعل و گوهرفروشی کند
خرد کی در این ره خموشی کند.نظامی.