قربج تصویر معنی قربج لغت نامه دهخدا قربج. [ ق ُ ب َ ] ( اِ ) دکان می فروش. ( منتهی الارب ). حانوت. ( اقرب الموارد ). رجوع به قربق شود. کلمات مرتبط حوانیت حریر فروشی غرابیه چی اباعه دستی فروشی متأمی گزارش محتوای نامناسب