لغت نامه دهخدا
فردنوا. [ ف َ ن َ ] ( ص مرکب ) کسی که تنها نوازد و احتیاج به دمکش ندارد. ( آنندراج ):
نو بلبل نطقم همه جا فردنوا بود
این شوخ زبان رشک هم آواز ندانست.طالب آملی ( از آنندراج ).
فردنوا. [ ف َ ن َ ] ( ص مرکب ) کسی که تنها نوازد و احتیاج به دمکش ندارد. ( آنندراج ):
نو بلبل نطقم همه جا فردنوا بود
این شوخ زبان رشک هم آواز ندانست.طالب آملی ( از آنندراج ).