روبارو شدن
مترادفها
روبرو شدن، مواجه شدن
متضادها
پشت کردن، دوری کردن، پرهیز کردن
لغت نامه دهخدا
روبارو شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به روباروی شدن و روبرو شدن شود.
روبرو شدن، مواجه شدن
پشت کردن، دوری کردن، پرهیز کردن
روبارو شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به روباروی شدن و روبرو شدن شود.