در گیراندن

مترادف‌ها

کشاندن، واداشتن، مجبور کردن

متضادها

رها کردن، آزاد کردن

لغت نامه دهخدا

درگیراندن. [ دَ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به درگیرانیدن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) روشن کردن بر افروختن ( هیزم چراغ وغیره )

جمله سازی با در گیراندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بادهای شدیدی که در این منطقه وزیده می‌شود، می‌تواند باعث گیراندن پرندگان و حیوانات کوچک به درون سنگرها و حفره‌های عمیق در میان صخره‌ها شود.

💡 او با سخنانی تند و تیز سعی داشت بحث را به سمت موضوعات بی‌ربط ببرد تا با گیراندن مخاطبان به مسیر اصلی گفتگو، از پاسخ دادن خودداری کند.

💡 در بازی‌های استراتژیک، هدف اصلی بازیکنان معمولاً گیراندن حریف به گوشه‌های تنگ و محدود است تا بتوانند با برنامه‌ریزی دقیق، پیروزی خود را رقم بزنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران