انغاء
مترادفها
لغو، ابطال، باطل کردن
متضادها
تایید، استمرار
لغت نامه دهخدا
انغاء. [ اِ ] ( ع مص ) گفتن سخنی که فهمیده شود. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). القاء کردن سخن را. ( از اقرب الموارد ).
لغو، ابطال، باطل کردن
تایید، استمرار
انغاء. [ اِ ] ( ع مص ) گفتن سخنی که فهمیده شود. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). القاء کردن سخن را. ( از اقرب الموارد ).