اطوق
مترادفها
طوق، حلقه، گردنبند
لغت نامه دهخدا
اطوق. [ اِطْ طَوْ وُ ] ( ع مص ) پوشیدن طوق. ( از متن اللغة ). تَطَوﱡق. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). رجوع به تطوق شود.
طوق، حلقه، گردنبند
اطوق. [ اِطْ طَوْ وُ ] ( ع مص ) پوشیدن طوق. ( از متن اللغة ). تَطَوﱡق. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). رجوع به تطوق شود.