لغت نامه دهخدا
یریحو. [ ی ِ ] ( اِخ ) ایریحو. یریحا. نام محلی نزدیک بیت المقدس: یکی مرد فرود آمد از اورشلیم تا یریحو. ( ترجمه دیاتسارون ص 224 ).
یریحو. [ ی ِ ] ( اِخ ) ایریحو. یریحا. نام محلی نزدیک بیت المقدس: یکی مرد فرود آمد از اورشلیم تا یریحو. ( ترجمه دیاتسارون ص 224 ).