گوریدگی

لغت نامه دهخدا

گوریدگی.[ دَ / دِ ] ( حامص ) صفت گوریده. درهم وبرهمی. پریشانی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به گوریده و گوریدن شود.

فرهنگ فارسی

صفت گوریده. درهم و برهم