واژه «گلغر» دو معنی اصلی دارد که هر کدام کاربرد خاص خود را دارند. معنی اول آن به پشم نرم و لطیفی گفته میشود که از بن موی بز با شانه جدا میکنند و برای بافتن شال و لباس از آن استفاده میکنند. این پشم نرم در متون قدیمی به نامهای کرک، کلک، تبت و تبد نیز شناخته شده است و در شعر و ادبیات کلاسیک ایران به آن اشاره شده است. معنی دوم «گلغر» به عنوان صفت مرکب و شغلی است و به کسی گفته میشود که شغلش گل کاری یا بناگری است، یعنی گل گر یا گِلکار. در این معنا، گلغر به شغل مرتبط با ساخت و ساز و استفاده از گل برای بنا یا دیوار اشاره دارد. بنابراین واژه گلغر هم به مادهای طبیعی و نرم برای بافتنیها اشاره دارد و هم به عنوان نام شغلی برای بنّا یا گِلکار به کار رفته است. این دو کاربرد در منابع مختلف تاریخی و لغوی ثبت شدهاند و بسته به متن و زمینه، یکی از آنها مرسوم است.
گلغر
لغت نامه دهخدا
گلغر. [ گ ُغ َ ] ( اِ ) پشم نرمی باشد که از بن موی بز به شانه برآرند و از آن شال بافند. ( الفاظ الادویه ) ( برهان ) ( آنندراج ). آن موی را کرک و کلک و تبت و تبد، نیز گویند. ( فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ) ( جهانگیری ):
نه از شالبافان این روزگارم
که گلغر ندانند باز از بریشم.نزاری قهستانی ( از ( آنندراج ).
گلغر. [ گ ِ غ َ ] ( ص مرکب ) ( از: گل ( به کسر ) + غر گر، پسوند شغل ). ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). بنّا و گِلکار. ( برهان ). گِل گر. رجوع به گِلکار و گِل گر شود.
فرهنگ معین
(گِ غَ ) (ص شغل. ) = گل گر: بنا، گل کار.
(گُ غَ ) (اِمر. ) کُرک، پشم نرم.
فرهنگ عمید
غنچۀ گل.
فرهنگ فارسی
( اسم ) پشم نرمی که از بن موی بز بوسیل. شانه بر آورند و از آن شال بافند کرک: کلک: نه از شال بافان این روزگارم که گلغر ندانند باز از بریشم. ( نزاری قهستانی )
ویکی واژه
گل گر: بنا، گل کار.
کُرک، پشم نرم.